Xبستن تبلیغات
تفریح و سرگرمی, داستان کوتاه
امروز شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ / Saturday 3 December 2016
اسمس و جوک* * ♥♥♥ اس ام اس ♥♥♥
پیامک های ارسالی شما با نام خود شما در سایت ثبت می شود.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ساعت ایزابلا Bistec

خبرنامه (مطالب داغ و جدید هر روز در ایمیل شما)
  
راهنما: با ثبت ایمیل خود در فرم زیر و وارد کردن کد امنیتی در صفحه ی بعد شما باید به ایمیل خود وارد شده و ایمیل فعال سازی حساب خود را باز کرده و روی لینک فعال سازی کلیک کنید. 
X بستن تبليغات

داستان کوتاه زیبا و قشنگ در مورد یک مادر ایرانی

داستان زیبا و قشنگ در مورد یک مادر ایرانی
خانم حمیدی ، برای دیدنِ پسرش به محلِ تحصیل اون یعنی لندن رفت !
اونجا بود که متوجه شد یه دخترِ انگلیسی با پسرش هم اتاقیه !
مثلِ همه ی مامانای مسئولِ ایرانی کلی مشکوک شد ،
اما مسعود گفت : من میدونم چه فکری میکنی مامان !
ولی ویکی فقط هم اتاقیه منه !
یه هفته بعد از برگشتن مامانِ مسعود ، ویکی به مسعود گفت :
از وقتی مامانت رفته قندونِ نقره ی من گم شده !
یعنی مامانت اونو برداشته ؟
مسعود گفت : غیرممکنه ولی بهش ایمیل میزنم !
تو ایمیل خودش نوشت :
مامان عزیزم ! من نمیگم شما قندونو از خونه ی من برداشتی ،
و درضمن نمیگم که برنداشتی ! اما واقعیت اینه که از
وقتی شما رفتی تهران قندون گم شده !
با عشق … مسعود !
روز بعد ایمیل مادرِ مسعود :
پسر عزیزم! من نمیگم تو با ویکی رابطه داری،
و در ضمن نمیگم که رابطه نداری !
اما واقعیت اینه که اگه اون حداقل یه شب تو تختخوابِ خودش میخوابید ، حتما تا حالا قندونو پیدا کرده بود !
با عشق … مامان !

تفریح و سرگرمی, داستان کوتاه بیشتر رو اینجا بخونید
تست قسمت تابلوی اعلانات
مارا محبوب کنید!
گوگل پلاس